FANDOM


فصل 1
Season1

عنوان

فصل 1

شعار فصل

این یک افسانه نیست

تعداد قسمت ها

22

تعداد وسن ها

27

تعداد نویسندگان

14

کارگردانان

14

یادگیری ویرایش

فصل با زندگی عادی نیک شروع می شود. حلقه آرزوی ازدواج و سعادت. معرفی افراد دخیل در جریان، در حد یک اسم و یا تیکه کوچک از رفتار های آنها، تا بینندگان بدانند با چه طرفند. همه اطلاعت مطابق روند کلی سریال به آرامی به بیننده داده می شود.

فصل بیشترین تعداد قسمت های مجزا از هم را دارد. به طوری که اگر قسمتی جابه جا شود، تغییر چندانی در اصل ماجرا بوجود نمی آید.

نیک گریم شده است. اول می خواهد از شر این حالت خلاص شود. وی از نیروی عظیم خانوادگیش تا قسمت ١٠ استفاده خاصی نمی کند. به همان اندازه که وسن ها از دیدن او وحشت می کنند، وی نیز وحشت می کند. تا اینکه از قسمت ١٠ به بعد نیرویش را قبول کرده و از آن استفاده می کند.

از قسمت ١٠ به بعد به نوعی به دنبال قاتلین والدینش است. او چیز های زیادی در مورد مسائل پیرامونش و دنیای جدیدی که به آن وارد شده است یاد می گیرد. در واقع فصل ١ به طور کامل او در حال یادگیری است.

هنک گریفین در زندگی خود درگیر مسائلی است که سر درنمی آورد. عاشق یک وکیل می شود ولی نمی داند چظور؟ بعد یک دفعه وکیل وی را رها می کند. و بعد او در قسمت ٢١ نخستین ووگ را می بیند. بی آنکه بداند چه دیده است. شب ها با اسلحه می خوابد.

جولیت با یک زیگبارست و دِیْمِن فيور دست و پنجه نرم می کند. بی آنکه بداند جریان چیست. او افرادی را می بینند که وحشتزده از مقابلش فرار می کنند. بعد یک دفعه تعمیرکار یخچال با یک بغل کادو و سخاوتمندی به او می گوید که دیگر کسی مزاحمشان نخواهد شد. نیک از او خواستگاری می کند و او جواب رد می دهد. و بعد درحالی که نیک مهملاتی ر مورد اجدادش می گوید، به خاطر زخم پنجه گربه آدليند به اغما می رود.

مونرو با یک گریم آشنا می شود. به خاطر گریم جانش را به خطر می اندازد. کتک می خورد و همچنان دوست وی باقی می ماند.

روزالی کالورت به عنوان یک هنرپیشه مهمان پیدا می شود. برادرش(فرد كالورت) را کشته اند و او جای وی را می گیرد تا درمانگر وسنها و بیماری های جور واجورشان باشد. در حالی که یک گریم و یک بلوت باد دوستش هستند به یک فراری جبهه مقاومت پناه می دهد و شجاعانه تا پای مرگ در مقابل یک هوندیگر(ادگار والتز) می ایستد.

شان رنارد در این فصل دوگانه ترین رفتار را دارد. بیننده از خود می پرسد: خوب یا بد؟!

آدلیند شید تا قسمت ١٦ هر تلاشی را برای بدست آوردن کلید نیک انجام می دهد و بعد نیرویش را از دست می دهد. خانواده اش او را می رانند و او برای انتقام طلسم زیبای خفته را روی جولیت پیاده می کند و خودش به وین فرار می کند. وو بعد از خوردن نصف قالیچه خانه اش از بیماری مهلکی جان سالم به در می برد. او زندگیش هیچ تغییری نمی کند.

هنرمندان ویرایش

دست اندر کاران ویرایش

وسن ها ویرایش

برای مشاهده لیست وسن ها اینجا را کلیک کنید.

مهم - جدی - سرنوشت ساز ویرایش

برای اطلاعات بیشتر در مورد قسمت ها به این لینک مراجعه کنید.

تریلر - ادویه فروشی ویرایش