FANDOM


Juliet searching این نوشته در دست تکمیل است
لطفا تا پایان کار صبور باشید شما می توانید با اضافه کردن اطلاعات و گسترش این نوشته به ما کمک کنید.
شاه موش
505 Q

کد قسمت

505

نقل قول

در دست اقدام

نویسندگان

جف میلر

کارگردان

دیوید سالومون

قسمت بعد

شب وسن

قسمت قبل

جستجوی یک دختر

نام انگلیسی

Rat King

شاه موش ویرایش

قسمت شاه موش قسمت پنجم از فصل پنجم و قسمت نود و سوم از ابتدای سریال گریم می باشد که در تاریخ 13 آذر 1394 معادل با تاریخ میلادی 4 دسامبر 2015 از شبکه NBC پخش گردید.

داستان ویرایش

ترابل در آغوش نیک از هوش رفت. نیک چند لحظه بهت زده او را در آغوش گرفت سپس او را بلند کرد و به گاراژ آورد. آدلیند این صحنه را دردوربین امنتی دید. نیک او را داخل ماشین گذاشت و و به آدلیند که هماندم سر رسیده بود گفت که ترابل به شدت صدمه دیده و او را به بیمارستان می برد.

چند مرد مست در میان آهن قراضه ها قدم میزدند و آنها را زیر رو میکردند ناگهان یکی از آنها به زن و مردی در میان آهن قراضه ها اشاره میکند و همه آنها به سمت آندو میدوند . مرد زن را فراری میدهد و خود هم به سمت دیگری میرود 3 مرد مست به او حمله ور میشوند و او را دوره میکنند سپس بر روی میپرند و شروع به زدنش میکنند بعد شلوارش را در میآورند و در حالی که مرد رمقی برایش نمانده است، ناگهان صدایی توجه سه مرد را حلب می کند موشی غول پیکر به سمت آنها حرکت میکند یکی از پسر ها که بر روی مرد بی رمق نشسته بود بلند میشود و فرار می کند و هنگامی که رویش را برگرداند دوستان را میبیند که به دست موش بزرگ جثه کشته می شوند.

در آن سو نیک با چهره ای گرفته روی صندلی بیمارستان نشسته بود و کاپشن ترابل را در دست داشت که ناگهان سوراخی روی آن پیدا کرد که مشخص بود رد گلوله است. کمی نگاه گرد و سپس زیپ جیب آن را باز کرد یک پاسپورت و کارت شناسایی کند با نام لورن کول پیدا کرد سپس با کمی جست و جوی بیشتر مقدار زیادی پول یک تلفن همراه درست مثل تلفن همراه چاوز به علاوه یک چاقوی ضامن دار پیدا کرد.در همان زمان آدلیند در خانه تلفن چاوز را جواب میدهد و در میابد که مایزنر پشت خط است ، مایزنر تلفن را قطع میکند ادلیند با نیک تماس میگیرد و به وی میگوید مردی سراغ ترابل را می گرفته در این لحظه دکتر می آید و نیک تلفن را قطع میکند.دکتر حال ترابل را پایدار توصیف میکند و میگوید برای حداقل 24 ساعت باید تحت نظر باقی بماند.

نیک به اتاق ترابل میرود ، ترابل در حالی که قطره اشکی از چشمش جاریست ابراز تاسف میکند نیک نیز وی را دلداری میدهد پرستار به اتاق وارد می شود ترابل سعی میکند از جای خود بلند شود اما پرستار مانع میشود.نیک و پرستار ترابل را تنها میگذارند در راهرو پرستار لباس های ترابل را به نیک میدهند ، نیک نیز از وی میخواهد که در صورت تغییر احوالات ترابل با وی تماس بگیرند.نیک موتورسیکلتی که ترابل با ان به خانه نیک امده بود را وارد پارکینگ میکند و متوجه اسیب هایی بر روی بدنه ی ان می شود؛ نیک از پلاک موتور عکسی میگیرد و برای هنک می فرستد و از او میخواهد پلاک را چک کند.

نیک وارد خانه می شود ادلیند از او حال ترابل را می پرسد ، ادلیند میگوید :« باورش نمیشود او به اینجا امده فکر میکرده ترابل مرده است.» ادلیند راجع به این که شخصی که به تلفن چاوز زنگ زده مایزنر بوده به نیک میگوید در همین حال تلفن نیک زنگ میزند. وو تماس گرفته تا پاسخ درخواست نیک مبنی بر صاحب موتورسیکلت را بدهد وی میگوید موتور متعلق به شخصی به نام لورن کول است که عکس گواهینامه اش ترابل است ؛ هنک در این لحظه از نیک میخواهد اوضاع را توضیح دهد ، نیک نیز به انها میگوید ترابل زخمی پیش او امده و نیک نیز او را به بیمارستان برده سپس نیک میخواهد وو و هنک خانه لورن کول را بررسی کنند ؛ بعد از این تماس نیک وارد گاراژ میشود تا نگاهی به موتور ترابل بیاندازد نیک موتور را روشن میکند وی متوجه دکمه هایی بر روی موتور میشود یکی از انها را می فشارد سپس از پشت موتور دو تیغ خارج شده و به دیوار پشت سر نیک برخورد میکنند نیک ترجیح میدهد موتور را خاموش کند.در بیمارستان پرستار به اتاق ترابل می اید با چند سیلی او را بیدار میکند و پیش روی او وگ میکند تا مطمئن شود که ترابل گریم است یا خیر.سپس با فردی تماس میگیرد و به فرد پشت تلفن می گوید:«"خودشه".»

هنک و نیک به ملاقات ترابل می آیند اما ترابل هنوز به هوش نیامده انها در حال گذر از راهرو برای خروج از بیمارستان هستند که تلفن هنک زنگ میخورد و گزارش یک قتل را به انها میدهند.نیک و هنک به صحنه جرم میروند انجا وو را ملاقات میکند وو میگوید همه چیز راجب لورن کول واقعی ایست.دو جسد در پشت یک وانت گذاشته شده اند بدنشان قاچ قاچ شده ، نیک حدس میزند محل وقوع جنایت انجا نبوده است.از کنار یکی از اجساد تلفن همراهی را بر میدارد.تلفن زنگ میخورد نیک جواب میدهد ، دختری پشت تلفن است و سراغ دو مقتول را میگیرد ؛ کاراگاهان به خانه دختر میروند دختر بسیار از مرگ هم خانه اش متاثر شده و ناخواسته وگ میکند او یک کلاسترایک است ، دختر به انها میگوید که فرد سومی به نام جانی همراه مقتولین بوده است.دختر آدرس جانی که در زمان وقوع قتل همراه چستر و رابرت بوده را به نیک و هنک میدهد.هنک میگوید که به وو خبر خواهد داد که خانه جانی ررو چک کند و خودشان باید به زباله دان ماشین ها بروند.

در زباله دان چند فرد در مخفی را باز میکنند از تونلی میگذرند و وارد دخمه ای میشوند در آنجا فردی که دیشب مورد تهاجم کلاستریک ها قرار گرفته بود را مرده میابند ، شخصی که بر روی تختی تکیه زده و مشخص است که او شاه راینینگ هاست ، از حرف هایش مشخص است که پدر فردی است که توسط کلاسترایک ها کشته شد ؛ شخص از افراد حاضر در ان محل میخواهد که جانی دیگر کلاسترایکی که همراه چستر و رابرت بود را پیدا کنند.فردی که بر روی تخت نشسته میگوید ان کلاسترایک باید تقاص مرگ پسرش را پس دهد.

در بیمارستان ترابل در حال کابوس دیدن است و از خواب میپرد ، پرستار او را ارام میکند و میرود که دکتر را خبر کند ترابل در همین حال از پرستار میخواهد که نیک را خبر کنند.دکتر به اتاق می اید و از ترابل میپرسد که چیزی یادش می اید ترابل دوباره میخواهد که با نیک صحبت کند و تقلا میکند که از تختش بیرون بیاید دکتر نیز مانع میشود و میخواهد چشم های او را معاینه کند.

ان طرف در دفتر شان رنارد ویدیویی تبلیغاتی از اندرو دیکسون کاندید شهرداری پورتلند پخش میشود.اندرو دیکسون از شان نظرش را میپرسد و از وی میخواهد در تیم او باشد.در همین لحظه ماشین نیک و هنک وارد زباله دانی میشود ،، آنها از ماشین پیاده میشوند که ناگهان تلفن هنک زنگ میخورد وو میگوید که خانه جانی را گشته ولی چیزی پیدا نکرده است و مکالمه پایان میابد.در انجا فردی را میبینند که مشغول کار است از او راجب قتلی که دیشب انجا رخ داده میپرسند او نیز انکار میکند سر انجام با عصبانی کردن او وی را مجبور به وگ میکنند نیک میفهمد که او یک راینینگ است ، ان فرد از نیک نمیترسد نیک و هنک میگویند قصد بازداشت او را ندارند فقط میخواستند بفهمند با چه موجودی طرف هستند و انجا را ترک میکنند.

فردی که کاراگاهان او را مجبور به وگ کردند به شاه راینینگ ها خبر میدهد که دو بازرس به انجا آمده اند و به دنبال کلاسترایک میگردند و یکی از انها گریم است ، شاه میگوید که اگر گریم به انجا باز گردد او را هم می کشند.دختر کلاسترایک در حال صحبت با تلفن است که جانی ، کلاسترایکی که تواسنه بود بگریزد وارد خانه می شود و به دختر میگوید باید او را مخفی کند همچنین راجب افسانه ای قدیمی که حقیقت دارد نیز به او میگوید.در ادویه فروشی هنک و نیک در حال تعریف ماجرا برای رزالی و مونرو اند.مونرو و رزالی میگوید این یک رسم قدیمی است که کلاسترایک ها دنبال راینینگ ها بدوند اما برعکس این دفعه همیشه کلاسترایک ها پیروز محلکه اند ؛ رزالی درباره چیزی به نام رایزن رتل میگوید ، مونرو میگوید : "شاه موش؟آنها واقعی نیستند" نیک میپرسد چرا واقعی نیستند و مونرو در باره یک موش شش متری که چیزی جلودارش نیست صحبت میکند.رزالی از مونرو میخواهد در کتاب هایش چیزی درباره ان پیدا کند و مونرو میگوید این واقعی نیست و فقط یک داستان موشی قدیمی است.

نیک میگوید تا حالا باید از بیمارستان تماس می گرفته اند ، رزالی میپرسد چه کسی در بیمارستان است و نیک درباره بازگشت ترابل به آنها نیز توضیح میدهد.نیک با بیمارستان تماس میگیرد و راحب وضع لورن کول میپرسد پرستار نیز میگوید هنوز به هوش نیامده.دکتر ترابل را بیدار میکند و به او میگوید یک لخته در سر او قرار دارد و انها میخواهند او را به آی سی یو ببرند و جراحیش کنند.در خانه مونرو کتابی را در باره رایزن رتل یا شاه موش میخواند ؛ انها از مطالب کتاب متوجه میشوند که راینینگ ها از لحاظ ژنی به هم شبیه اند و در حالت وگ و درصورت ملحق شدن به یکدیگر میتوانند تشکیل یک توده بدهند و این توده تشکیل بدنی جدید و بزرگ را میدهد.دختر کلاسترایک در همین لحظه به نیک زنگ میزند و میگوید راینینگ ها به انجا آمده اند و میخواند او و جانی را ببرند تا جانی تقاص کارش را پس دهد ، نیک و هنک به سرعت به سمت زباله دان حرکت میکنند و رزالی و مونرو نیز همراه انها میروند.

در زباله دان نیک صداهایی میشوند و مونرو بو های زیادی حس میکند که هیچ کدام مفید نیستند ناگهان رزالی فردی را میبیند که جایی مخفی شده، انها پس از کمی گشتن راه تونل مخفی را پیدا میکنند انها راه تونل را پیش میگیرند تا به یک سوییچ میرسند و پس از کشیدن ان چراغ های درون دخمه روشن می شوند ، انها در انجا جسد جانی را میابند و هنک میگوید تلفن همراه انتن نمیدهد.رزالی سلینا (دختر کلاسترایک) را دست و پا بسته پیدا میکند انها در حال رفتن به سمت ماشین هایشان هستند که ناگهان پادشاه راینینگ ها به نیک میگوید که نباید به اینجا می آمد و از او میخواهد سلینا را به انها بسپارد و برود ، سپس افراد زیادی به او اعتراض میکنند و سپس همگی به سمتی میدوند.در همین لحظه موش شش متری پدیدار میشود.مونرو رزالی ، کاراگاهان و سلینا فرار میکنند نیک انها را به سمتی هدایت میکند تا یک تله برای رایزن رتل درست کنند ، آنها به سمتی میروند و از سلینا میخواهد وگ کند تا شاه موش به سیم های برق بالای سر انها گیر کند ، شاه موش به طرف انها می اید هنک نیز به تیر برق شلیک میکند سپس شاه موش دچار برق گرفتگی میشود و تمام راینینگ ها که ان را تشکیل داده بودند جدا می شوند.

در خانه نیک ، آدلیند در حال لالایی گفتن برای کلی است که متوجه آژیر دوربین های امنیتی میشود ، او دوربین را چک میکند و مایزنر را میبیند؛ ادلیند پس از تعللی کوتاه در را برای مایزنر میگشاید ، ماینزنر وارد میشود و به ادلیند میگوید با دنبال کردن جی پی اس موتور ترابل اینجا را پیدا کرده در زباله دان تلفن نیک زنگ میخورد ماینزنر به او میگوید که ترابل در خطر است و "انها پیدایش کرده اند" ، نیک به مایزنر میگوید که در سنت جونز است و با مایزنر در انجا قرار ملاقات میگذارد . نیک به بیمارستان میرود و از پذیرش سراغ لورن کول را میگیرد و مفهمد او را به بخش مراقبت های شدید برده اند. نیک به سرعت دنبال او میدود و از اسانسور جا میماند و از پلکان میرود.دکتر و پرستار ها ترابل را به مکان نامعلومی میبرند ناگهان مایزنر سر میرسد و جلوی انها را میگرد.مایزنر با انها که حال معلوم شده وسن اند وارد مبارزه میشود و لحظه ای بعد نیک نیز سر میرسد پس از چند دقیقه مبارزه تن به تن و شکست وسن ها مایزنر از نیک میخواهد ترابل را ببرد و خودش باید سراغ پرستاری که فرار کرد برود.پرستار وارد اسانسور میشود و قصد فرار دارد که مایزنر مانع حرکت اسانسور میشود ، پرستار نیز وگ میکند و میگوید "اکولتاتوم لیبرا" مایزنر وارد اسانسور میشود و صدای مبارزه به گوش میخورد.

در خانه ادلیند در را برای نیک که ترابل را در بغل دارد باز میکند و میگوید تخت اماده است. نیک ترابل را بر روی تخت میگذارد ترابل میگوید انها میخواهند او را بگیرند نیک انکار میکند ، ترابل میگوید خیلی چیز ها هست که باید برای نیک تعریف کند نیک نیز از او میخواهد استراحت کند.ادلیند در همین حال از نیک راجب حال ترابل میپرسد نیک نیز بابت مایزنر از او تشکر میکند و از ادلیند میخواهد درباره ی مایزنر برای او بگوید.

وسن ها ویرایش

بلوت باد

فوکس باو

ویندگو

مورسیالاگو

هوندیگر

کلاسترایک

راینیگن

دقت بیشتر ویرایش

ریزه کاری

شاه موش Rat king می تواند نوعی فسیل موش نیز باشد. جایی که موش های زیادی گرد هم آمده اند و همه با هم مرده اند.

تصاویر ویرایش

فال گوش روزنامه ای ویرایش

یک چیز واحد مرگبارتر از تکه های کنار هم جمع شده چیزی است. کارلسون یانگ، جاکلین تویینی

و دامیان پوکلر در این قسمت حضور دارند. نیک و هنک در مسیر پرونده ای قرار میگیرند . سه وسن برای شکار به زباله دانی رفته اند که دوتای آنها پس از روبرو شدن با شاه موش افسانه ای کشته می شوند. در این میان، ترابل که زخم های جدی برداشته است، به بیمارستان انتقال یافته ، و مایزنر و نیک برای نخستین بار با هم ملاقات میکنند. مونرو ، روزالی ، شان رینارد، و وو در این قسمت حضور دارند.

اغاز یک بحث Discussions about فصل5: قسمت 5