FANDOM


Juliet searching این نوشته در دست تکمیل است
لطفا تا پایان کار صبور باشید شما می توانید با اضافه کردن اطلاعات و گسترش این نوشته به ما کمک کنید.
خطری واضح از نوع وسن
502 Q

کد

502

نقل قول

ولتر

نویسندگان

توماس یان گریفین

کارگردان

نوربرتو باربا

قسمت بعد

پسران گمشده

قسمت قبل

هویت گریم

نام لاتین

Clear and Wesen danger

خطری واضح از نوع وسن

قسمت خطری واضح از نوع وسن قسمت دوم از فصل پنجم و قسمت نودم از ابتدای سریال گریم می باشد که در تاریخ 15 آبان 1394معادل با تاریخ میلادی 6 نوامبر 2015 از شبکه NBC پخش گردید.

فال گوش روزنامه ای

در ادامه قیام وسن ها ،  تغییرات اساسی در خانه نیک در انتظار وی است. برای ایفای نقش پدری به بهترین نحو، وی می بایست تمهیداتی بیندیشد تا آدلیند و بچه در امنیت باشند. مونرو وروزالی در این موقعیت تازه نقش کمکی ایفا می کنند.

در این میان کاپیتان رینارد همکار جدیدی را برای هنک مشخص میکند تا در مورد یک قتل وحشیانه در یک گروه سرمایه گذاری تحقیق کند. رجی لی نیز در این قسمت حضور دارد.

داستان

چالدز در حال کار است که متوجه می شود نزدیک به نیم میلیون دلار گم شده است! سریع به سمت اتاق آقای وملینگر می رود و قضیه را به او می گوید , وملینگر بسیار تعجب میکند و می گوید امکان ندارد! حتما اشتباهی شده , چالدز: من مطمئنم هیچ اشتباهی نشده , وملینگر: باشه باشه الان من هم چک میکنم... چالدز می گوید باشه من هم میرم به پلیس اطلاع بدم...

چالدز در حال تماس گرفتن با پلیس پورتلند می باشد که وملینگر به اتاق او می آید و میگوید فهمیدم کار چه کسی بوده! آقای چالدز که برای گرفتن پاسخ نزدیک وملینگر می شود ناگهان وملینگر ووگ میکند و به کیادا ویل تبدیل می شود و به صورت وحشیانه آقای چالدز را به قتل می رساند..

سپس با 911 تماس میگیرد و با گریه می گوید: کشتنش.. رییسم رو کشتن , وای خدای من خیلی وحشتناکه.. خواهش میکنم خواهش میکنم هر چه سریعتر بیاین و تلفن را قطع میکند.

در بیمارستان نیک روی صندلی نشسته و آدلیند و کلی را که به آرامی خوابیده اند مشاهده میکند که رزالی وارد اتاق می شود و نیک را صدا میزند , نیک از اتاق خارج می شود. هنک: حالشون چطوره؟ نیک: خوبن.. خوابیدن , مونرو: خب خدا رو شکر.. سپس وو میپرسد اوضاع چطوره؟ (اشاره به موضوع چاوز) , نیک: چاوز مرده.. رزالی: چی؟! وو: یا حضرت... نیک تو که نکشتیش؟! نیک: من نکشتمش.. مونرو: پس کار کی بود!!؟ نیک: وسن ها , قرار بود با 4 نفر ملاقات کنیم وقتی رسیدیم اونجا همه کشته شده بودن سپس مهره ی ترابل را نشان می دهد و میگوید چاوز این رو بهم داد! هنک: مال ترابل نیست؟ نیک: بله.. رزالی: چاوز میدونست ترابل کجاست...! جاشو بهت گفت؟ نیک: نه وقت نشد به اونجاهاش برسیم , حالا باید برگردم اونجا و ببینیم کی اینکارو کرده..

مونرو: منم باهات میام , وو: منم همینطور , هنک: بزن بریم , رزالی: منم پیش آدلیند و بچه میمونم.. نیک: کلی! قرار شد اسمش رو بزاریم کلی.. رزالی: اوه نیک این اسم خیلی خوبیه.. نیک: بریم دیگه

به جایی که چاوز کشته شد میرن و هنک میگه که: این شرکت قدیمی حمل و نقل شیوره.. وو: اینجا اوردت؟ نیک: جسدا داخلن , هنک: بزار مطمئن بشیم کس دیگه ای داخل نباشه!!

وارد شرکت می شوند مونرو از نیک میپرسه کسایی که باهاشون قرار داشتین هیچ نظری نداری که کی بودن؟ نیک: نه , ولی چاوز گفت که اونا به پورتلند میان و ما آماده باشیم! مونرو: آماده برای چی!؟ نیک: یک قیام!

نیک به طرف جسدها حرکت میکند اما هیچ اثری از جسد یا خون دیده نمی شود , متوجه می شوند یک نفر آنجا را مانند خانه ی نیک پاکسازی کرده.. سپس گوشی چاوز را نشان میدهد و میگوید این گوشی چاوزه.. چند لحظه بعد از مرگش زنگ خورد , جواب دادم و یک مرد پشت خط بود (مایزنر) , بهش گفتم چاوز مُرده! , هنک: اون چی گفت؟! , نیک: بهم گفت گوشی رو پیش خودت نگه دار.. سپس گوشی را به وو میدهد تا آخرین شماره را بررسی کند..

هنک: کسی هم در رفت؟ نیک: آره یک نفر در رفت از اون طرف.. یک ماشین منتظرش بود , نتونستم خودمو بهشون برسونم خیلی سریع فرار کردن , مونرو: فکر میکنی اونایی که چاوز و بقیه رو کشتن اومدن و اینجا رو تمیز کردن؟! , نیک: نه فکر میکنم اونی که پشت خط بود اینکارو کرده.. کسایی که چاوز باهاشون کار میکرده..

سپس به سمت علامتی میرود که روی دیوار دیده بود اما میبیند که یکی روی آن رنگ زده! سپس هنک رنگ را که هنوز خشک نشده با یک روزنامه تمیز میکند و کمی آن علامت مشخص می شود.. سپس وو میگوید فقط من به یک توطئه فکر میکنم!؟ , هنک: لازمه اینو به کاپیتان بگیم؟ , نیک: تا وقتی که از قضیه سر در نیاوردیم نه.. , مونرو: به نظرم بهتره سریعتر از اینجا بریم قبل از اینکه بیان سراغ ما!

از آنجا دور می شوند.. سپس مایزنر را میبینیم که در حال مشاهده ی آنها است..

G502


آدیلند وحشترده از خواب پرید و داد زد: کلی کجاست؟ رو.زالی آنجا نشسته بود و به او گفت که کلی خوابیده و پرستارا و را برده تا هردو راحت بخوابند. در این لحظه نیک وارد اتاق شد و بعد از اینکه از آدلیند پرسید حالش چطور است اضافه کرد که کلی را دیده که دست پرستار بوده است. سپس به روزالی گفت که مونور دم در منتظر اوست. وقتی از اتاق بیرون رفتند به روزالی توضیح داد که هیچ چیز آنجا نبوده است. روزالی در مورد ترابل پرسید وبعد زا اینکه متوجه شد خبری از او نیست نفسش را با ندوه بیرون داد و به نیک گفت که دکتر گفته است آدلیند فردا مرخص میشود .

هنک وارد اتاق شان رینارد شد وخوش خبری بچه نیک را داد. شان لبخندی زد و گفت که نمیداند چه کسی جریان تولد کلی را برایش خواهد گفت و هنک خیلی شادمان گفت: اون شخص من نیستم . و پیش از رفتنش شان به او گفت که میچم ( یکی از بازرس ها) به تعطیلات رفته و از ا«جا که ینک نیز در تعطیلات است، پوگ با او کار خواهد کرد. هنک به او گفت که همکار لازم ندارد ولی اشان گفت که یکجوری با پوگ کنار بیاید.

به محض ورود به صحنه جرم معلوم بود که کار دارد تا هنک و پوگ با هم جور شوند. هنک با دیدن زخم روی گلوی مقتول بلافاصه متوجه شد با یک وسن طرفند و در این بهت بود که چگونه این موضوع را به پوگ تو ضیح دهد.

وو نگاه معنی داری به هنک کرد و بعد گفت که یک شاهد در دفتر بوده که بلافاصله با دستیار مقتول تماس گرفته و بعد با پلیس. هنک پیشنهاد کرد که با او صحبت کنند.

شاهد همان وسن قاتل بود . او که چشمانش از شدت گریه سرخ شده بود به آنها توضیح داد که دو مرد را دیده که فرار میکنند. همین. سپس سعی کرده قربانی را نجات دهد و در این حین لباسش خون آلود شده است. توضیح داد که آنها ماسک اسکی پوشیده بودند و یک جور سلاح در دست داشتند.

هنک از او پرسید که آیا دنبالشان رفته است؟ و او پاسخ داد: نه، وبا شرمندگی افزود: ترسیدم. سپس به آنها گفت که اگر با بتی صحبت کنند اطلاعات بیشتری گیرشان می آید.

ظاهر درمانده اش و اندوهش آندو را مجاب کردند که به سراغ بتی بروند. هنک هنوز به او شک داشت - شاید باتوجه به خون های دو یقه لباسش- و پوگ با تعجب از او پرسید: به نظرت این بابا از اون مدل آدمائیه که میتونه بزنه کسی رو بکشه؟ هنک سری تکلان داد وفیلسوفانه اظهار داشت: سخته بفهمی چی توی یک آدمه!

آنها با بتی صحبت کردند و بتی تصریح کرد که بین شاهد و قربانی رابطه کاری حاکم بوده است. در این لحظه وو سر رسید و هنک ربخاست و با او صحبت کرد. وو توضیح داد که هیچ دوربین مدار بسته ای افرادی که شاهد میگوید را ضبط نکرده وبعد ادامه داد: با توجه به زخمای مقتول، قاتل حتما وسنه. هنک به او گفت: بصبرانه منتظرم این موضوع رو به پوگ توضیح بدم! بعد درحالی که مرفت وو به او فگت: هر سهشنبه میام دیدنت تیمارستان

مونرو و روزالی چند تیکه از سیسمونی نوزاد بسیار قدیمی برای کلی در خانه نیک چیده بودند که روزالی و نیک و کلی سر رسیدند. آندو هیجان زده شدند و از مونرو وروزالی تشکرک ردند. مونرو نیک را کناری کشید وبه او پیشنهاد کرد که از این خانه بروند. نیک پرسید: یعنی اسباب کشی کنیم؟ مونرو در پاسخ صریح گفت: نه منظورم اینه که از اینجا بزنی به چاک!

وقتی آدلین درد اتاق نشسته بود نیک جریان شب قبل درمورد کشته شدن جولیت و ترابل را گفت و بعد به اتاق خودشان رفت. جایه جای اتاق خاطرات جولیت را به یاد می آورد وبه این نتیجه رسید که حق با مونروست.

در اداره پوگ همچنان معقد بود که ولمینگر -شاهد- کارهخ ای نیست ولی هنک اصرار کرد که او را بیاوردند وتحت فشار بگذارند. پوگ تسلیم شد.

در خانه نیک و آدلیند اولین روز با هم بودن را میگذراندند که هنک با او تماس گرفت و به او گفت که یک سر به اداره بیاید چون ممکن است با یک وسن طرف باشند.

در اداره وو توانسته بود کشف کند که ولمینگر قبلا از یک بانک اختلاس کرده است وب هاین دلیل تحت تعقیب است..

وسن ها

بلوت باد

فوکس باو

هگزن بیست

کیادا ویل

درنگ زورن

نیم زابر بیست

دقت بیشتر

خطری واضح از نوع وسن، نزدیک ترین ترجمه به Clear and wesen danger بوده که تاکنون به ذهن ما رسیده است. این نام برگرفته از عبارت: Clear and present danger می باشد که به معنای خطر حی وحاضر در همین لحظه است که می بایست با هر چه می شود جلوی آنرا گرفت و در شرایط حمله تروریستی از این اصطلاح استفاده می شود.

آدلیند در این قسمت ذکر کرد که سرکوبگر هگزن بیستی تا ابد دوام نمی آورد.

نیک خانه اش را برای فروش گذاشت.

ریزه کاری

این نخستین قسمتی بود که جولیت نه در آن دیده شد و نه ارجاع داده شد.

شماره آپارتمان بتی فریم 502 بود که منطبق بر کد قسمت است.

اسم کسی که به عنوان مشاور املاک بر روی تابلوی خانه برای فروش نیک گذاشته شده بود، در واقع نام طراح تولید سریال می باشد.

کیادا ویل 100 امین وسنی بود که در تاریخ وسن شناسی گریم از آن نام برده شد.

تصاویر

شناسنامه قسمت
شناسنامه قسمت

شماره قسمت :2 شماره فصل:5


شخصیت بازیگر
نیک برکارد دیوید جیونتولی
هنک گریفین راسل هورنزبی
ساشا رویتز شان رینارد
کلیر کافی آدلیند شید
مونرو سالیس ویر میشل
روزالی کالورت بری ترنر
درو وو رجی لی

شخصیت بازیگر
پائول وملینگر جاناتان اسلاوین
بتی فریم سوزان روتان
مارتین مایزنر دامیان پوکلر
فرانکو رابرت بلانچ

موجود شخصیت
بلوت باد مونرو
فوکس باو روزالی کالورت
نیم زابر بیست شان رینارد
کایادا ویل پائول وملینگر
درنگ زورن بتی فریم
گریم نیک برکارد

مکان ها تشکل ها
اداره اگاهی پرتلند وسن های در شرف قیام
ادویه فروشی گروه موسن های ناشناس

اغاز یک بحث Discussions about فصل5: قسمت 2