FANDOM


Juliet searching این نوشته در دست تکمیل است
لطفا تا پایان کار صبور باشید شما می توانید با اضافه کردن اطلاعات و گسترش این نوشته به ما کمک کنید.
سکوت ضربات
Grimm nick

کد قسمت

513

نقل قول

اسکار وایلد

نویسنده

برنا کاف

کارگردان

دیوید استرایتون

قسمت بعد

ماه زدگی

قسمت قبل

در جنگل سیاه

نام انگلیسی

Silence of the Slams

سکوت ضربات ویرایش

قسمت سکوت ضربات قسمت سیزدهم از فصل پنجم و قسمت صد ویکم از ابتدای سریال گریم می باشد که در تاریخ 29.12.94معادل با تاریخ میلادی 18 مارس 2016 از شبکه NBC پخش گردید.

فالگوش روزنامه ای ویرایش

یک رسم کهن جنگجویان وسن  راه خود را به دنیای مدرن کشتی لشادر باز میکند. . ژوزف ژولین سوریا بازیگرمهمان است.

یک ماسک ساز محلی وسن ها را هدف گرفته تا ماسک ها لشادری(به ریزه کاری مراجعه شود) بسازد که با آن به پوشندگان ماسک قدرت بالایی اعطا کند.زمانی که مونرو ، نیک ، هنک و روزالی درتلاشند قتل ها را متوقف کنند کاپیتان رینارد پیشنهادی دریافت میکند که به تقدیر خود نزدیک تر شود. در این میان تحقیقات ثانویه ایو در مورد حوادث اخیر موجب ایجاد سوالات جدید میشود. کلیر کافی نیز در این قسمت حضور دارد


داستان ویرایش

حالا بود که همه متوجه تصمیم پنهان کردن آن تیکه چوب در 800 سال پیش شدند. چون معلوم نبود که آیا این تیکه چوب توانایی های دیگری هم دارند یا نه، برای همین تصمیم گرفتند تا متوجه نشده اند که باید با این چوب چه کار کنند آن را داخل صندوق پنهان کنند واین راز را با خود حفظ کنند.

یکی از مبارزان کشتی لشادر مکزیکی نزد ماسک سازی رفت. به پسر پول پرداخته میشد تا هر شب بازد و هر روز به جای فردی متفوات در مسابق شکرت کند. ولی پسر ازاین موضو خسته شده بود و میخواست ببرد. او به دو تا از مبارزان لشادر که عکساشان در مغازه بود اشاهر کرو گفت که مخواهد ماسکی مانند آنها داشته باشد تا بتواند پیروز شود. صاحب مغازه با لحن نامفهومی گفت که اگرا و از ا« نوع ماسک داشته باشد حتما پیروز خواهد شد ولی بهای آن ماسک ها زیاد است.

پسر باورنمیکرد یک ماسک قیمتش آنقدر زیاد باشد - نیمی از چیزی که او بدست می آورد- و بعد مغازه را ترک کرد.

شب پسر با مبارز دیگر مبارزه کرد وبه سادگی مغلوب شد.

دردناک و عصبانی به رختکن رفت وبه برگزار کننده مسابقه گفت که او میتواند حرفش را ببرد ولی برگزار کننده مسابقه گفت که او به این دلیل به وی پول نمیدهد.

پسر خشمگین به مغازه ماس ک سازی رفت و گفت که بهای ماسک برایش مهم نیست . مرد به او گفت که باید قراردادی را امضا کند و آن را با خون خود امضا کند. هم هاینکارها برای پسر عجیب بود ولی اینکار را کرد و درنهایت قررا شد پسر فردا شب ماسک را تحویل بگیرد.

پس از خروج او، مرد به شکل یک ویبورا درادا ووگ کرد و دستش رابرید و ا خون خود ش نیز امشا کرد

خون او وپسر با هم ادغام شد وچهره یک ماسک را بوجود آورد.

ماسک ساز به سرغ یک بلم رفت و به او هجوم برد و او را درحال ووگ کامل گزید . مرد بی حرکت روی زمین افتاد و او پوست صورت ووگ مرده او را کند.

ماسک ساز مراسمی را بر روی پوست صورت بلم اجرا کرد ومحلولی ر اروی آن ریخت.

نیک به خانه برگشت . بعد از سر زدن به کلی ، آدلیند زا از نیک پرسید که اگر یک روز توانایی هگزن بیستی اش برگردد چه میشود؟ نیک از این سوال جا خورده بود و گفت که بهتر است هر وقت برگشت یک فرکی به حالش بکنند.

ایو بیدار شد، و رفت تا صحنه به قتل رسیدن دیکسون را یکبار دیگر ببیند. او نیز مانند شان متوجه دستیار دیکسون شد که به آسمان نگه میکرد.

نیک وهنک سری به صحنه جسد مردی زدند که پوست صورتش کاملا برداشته شده بود و آندو نتیجه گرفتند که باید بای ک جراح زبده طرف باشند.

پسر به مغازه ماسک فروشی رفت و ماسک را تحویل گرفت. فروشنده از او خواست ماسک را بپوشد وپسر ماس ک را پوشید و ناگهان قدرت عظیمی در خود حس کرد ولی ماسک ساز به سرعت گفت که ماسک را در بیاورد و آن را جایی جر زینگ نپوشد.

شان از مغازه بیرو نآمد و سوار ماشینیش شد که ناگهان با دیدن ایو مقابل مشاینش بهتش برد. ایو بی آنکه از شان اجازه بگیرد در ماشین را گشو و سوار شد . او یمخواست بداند چرا شان از دیکسون حمایت کرده ولی چیزی در مورد دستیار دیکسون نپرسیدو سپس از ماشین پیاده شد ورفت.

درا داره معلوم شد که دو مورد پوست صورت کندگی در 12 سال گذشته اتفاق افتاده است ولی فاصله زمانی آنها بسیار زیاد بوده است. در این لحظه وو سر رسید وخبر های شوک آمیز تری به آنها داد: در بدن مقتول نوعی سم فلج کننده پیدا کرده بودند و پوست صورتش در زمان زند ه بودنش از روی صورت او برداشته شده بود.

نیک با توجه به جریان شکار چی پوست در قسمت در معرض خطر تصمیم گریفت این موضوع را با روزالی و مونرو در میان بگذارند.

با وجود توصیه های اکید ماسک ساز، پسر در حین تمرین نیز ماسک را به صورتش میزد واز قدرت بینهایت خود سرمست میشد.

مونرو و روزالی به سرعت متوجه شدند که آنها با یکویبورا درودا طرف اند . روزالی میگفت میتواند در مورد این موضوع از دوستانش پرس وجویی بکند چون اینکار تجارت خوبیست و او قبلا دنبال اینککار بوده است.

پسر ماسکش را پوشید و به مبارزه وارد شد ورقیبش را دهم کوبید .به این روش توانست رقیبش را از کارش کنار بیندازد و جای او را بگیرد . سپس سراغ ماسک ساز رفت وپول را به او داد ولی ماسک ساز باز هم به او تاکید کرد که ماسک را خارج از رینگ نپوشد.

در راه بازگشت، رقیبش به او حمله کرد و آندو با هم دریگر شدند پسر ماسک را پوشید ودر حین مبارزه مرد کشته شد.

درخانه پسر سعی کرد ماسک را در بیاورد ولی تنوانست و ماسک به صورتش پیوند خورده بود.

ایو نام ریچل وود را سرچ کرد- دستیار دیکسون- و بعد متوججه شد او یک لوئن است.

ریچل وود، به دیدار شان رفت و به او گفت که خیلی عالی شده که او قاتبل را کشته است. شان خاطر نشان کرد که او هنوز طرف کسی را نگرفته است. ریچل به او گفت که او باید یک خانواده داتشه باشد. او از جریان دایانا خبر داشت.

نیک و هنک پس از بررسی صحنه مرگ بازکن لشادر تصمیم گرفتند سری به محل کار او بزنند. رئیس او در مورد اینکه چه اتفاقی آنشب افتاده بود صحبت کرد وذکر نمود که آن پسر جوان" ماسک بسیار منحصر به فردی داشت"

آنها آدرس ماسک ساز را گرفتند و به آنجا رفتند

وسن ها ویرایش

فوکس باو

بلوت باد

هگزن بیست

نیم زابر بیست

لوئن

بلم

ویبورا درادا

دقت بیشتر ویرایش

ریزه کاری ویرایش

کشتی لشادر ، نوعی کشتی است که به کشتی ی ازاد و فرنگی شباهت دارد و در اسپانیا و کشور های اسپانیایی زبان برگزار میشود که در آن افراد با صورت ماسک زده با هم کشتی میگیرند.

نام این قسمت از داستان "سکوت بره ها" گرفته شده است.

تصاویر ویرایش

تصاویر پشت صحنهویرایش

ویدیو ها ویرایش

شناسنامه قسمت
شناسنامه قسمت

شماره قسمت :13 شماره فصل:5


شخصیت بازیگر
نیک برکارد دیوید جیونتولی
هنک گریفین راسل هورنز بی
درو وو رجی لی
شان رینارد ساشا رویتز
آدلیند شید کلر کافی
ایو بتسی تالوچ
روزالی کالورت بری ترنر
مونرو سیلاس ویر میشل

شخصیت بازیگر
راشل وود آنا لایگتون
فرانکو رابرت بلانچ

موجود شخصیت
بلم

مکان ها تشکل ها
اداره پلیس پورتلند دیوار هادریان
زیر زمین ادویه فروشی
{{{G4}}}