FANDOM


322 trubel has bottle هشدار! اگر با "من وتو" پیش میری نخون!
این صفحه از من وتو جلو تر است. اگر بخوانید، قسمت های بعدی لو می رود و دیگر لذتش رو نخواهید برد. این یک توصیه است. خواندنش به عهده خودتان است.
Wrong 2 این نوشته کامل شده است
این نوشته ممکن است دارای غلط املایی باشد. در رفع آن کوشا هستیم. صبر داشته باشید.
بد شانس
Grimm bad lick

نقل قول

کلبه عمو تام

نویسندگان

توماس یان گریفین

کارگردان

ترنس اوهرا

قسمت بعد

تاریخ دوگانه

قسمت قبل

محاکمه توسط آتش

نام لاتین

Bad Luck

بدشانسویرایش

"بدشانس" قسمت ١٤ از فصل ٤ گريم است كه در ٢٠ مارس ٢٠١٥ برابر با ٢٩ اسفند ١٣٩٣ از شبكه NBC آمريكا پخش شد.

داستانویرایش

نیک پس از مشاهده جولیت به عنوان یک هگزن بیست ، به روی اسلحه کشید و جولیت او را قانع کرد. سپس در مورد هنریتا و وضعیت موجود به او سخن گفت. نیک که بسیار شگفت زده شده بود خانه را ترک کرد.

خانواده بنت در آشپزخانه مشغول جمع کردن بقایای شام خود بودند. پیتر بنت به مادر خود گفت که برای خواب می رود. ولی برای دیدن دوست دخترش از خانه خارج شد. پس از جدا شدن از دوست دخترش صدای موسیقی شنید و بعد پیش از آنکه فرصت فرار داشته باشد وسنی با یک تبر به او حمله کرد.

مادرش صدای فریاد وی را شنید و با اسلحه از خانه بیرون دوید و متوجه شد پای چپ پسرش را قطع کرده اند و فورا با اورژانس تماس گرفت

.نیک در حال قدم زدن در خیابان بود و خاطرات خود با جولیت را مرور می کرد که هنک با او تماس گرفت و از او خواست به سر صحنه جرم بیاید.

پس از رسیدن به صحنه جنایت متوجه شدند که پای چپ پسر ناپدید شده و خود وی بر اثر خونریزی جان خود را از دست داده است. هنگامی که برای تحقیقات با مادر وی صحبت می کرد ، متوجه شد که او وسنی شبیه به یک خرگوش است.

از سوی دیگر زن و شوهری به کلبه ای در جنگل رفته و مبلغ 10000 دلار را در عوض پای پسر به قاتل دادند. و پای پسر را زیر رختخواب خود گذاشتند.

صبح روز بعد نیک به جولیت گفت که می خواهد تنها با هنریتا صحبت کند و جولیت آدرس او را داد.

نیک به خانه هنریتا رفت و هنریتا به او خوش آمد گفت و برای وی توضیح داد که نمی تواند با خون گریم بخش هگزنبیست جولیت را نابود کند. سپس به او پشنهاد کرد تا هنگامی که جولیت در حال کشف نیرو های خود است فاصله ایمنی خود را با وی حفظ کند و برای تاکید بر صحت قدرت یک هگزن بیست ،بدون کوچکترین مقاومتی که از سوی نیک صورت گیرد،وی را بوسید و  گفت که نیروی جولیت بسیار بیشتر از او خواهد بود

در اداره وو پس از فهمیدن جریان وسن بودن پیتر بنت به آنها گفت که ممکن است قضیه مربوط به پای شانس خرگوش باشد.

آنها به تریلر رفتند و متوجه شدند که پیتر ومادرش از نوع ویلهارا هستند. و وسنی که آنها را شکار می کند لپوروم وناتور نام دارد و اینکار برای از بین بردن نازایی در وسن ها انجام می شود. تصمیم گرفتند برای کمک نزد مونرو و روزالی بروند
E14S4 Grimm badluck
آدلیند به دیدن شان رفت تا وی در مورد متحد شدن برای یافتن دایانا صحبت کند. او گفت که آندو در مقابل نیک، جولیت، جبهه مقاومت و خانواده های سلطنتی قرار دارند.

در عطاری مونرو و روزالی در مورد ویلهارا گفتند که برای زوج های وسن عقیم استفاده می شود. آنها اضافه کردند که ویلهارا به مدت طولانی در جای خاصی ساکن نمی شوند و علاقه ای به ویگ در مقابل سایر وسن ها ندارند.روزالی در پاسخ هنک که چگونه میتوان پای ویلاهارا تهیه کرد گفت برای یافتن سرنخ باید به کلینیک های باروری وسن مراجعه کنند.

در این میان وو با آنها تماس گرفت و گفت که در مرگ پدر پیتر بنت در سال گذشته بر اثر تصادف، پای چپ وی مفقود شده است. اضافه کرد که وی برای تحقیقات بیشتر نزد خانواده بنت رفته است و لی هیچ کس آنجا نبوده و خانه تخلیه شده بود.

خانواده بنت در یک هتل مستقر شدند و دختر وی گفت که از فرار خسته شده است. در زیر ماشین آنها یک دستگاه ردیاب کار گذاشته شده بود. خانم بنت برای خرید غذا از هتل خارج شد و هنگامی که برگشت متوجه شد که دخترش نیز گم شده است.

در خانه، جولیت حلقه نامزدی را در انگشتش کرد و به دست ووگ کرده اش خیره شد و سریع حلقه را در آورد

در اداره پلیس هنک متوجه شد که تمام شواهد حاکی از فرار بی بازگشت خانواده بنت است.

پس از تماس خانم بنت، نیک و هنک به سرعت خود را به آنجا رساندند و نیک به خانم بنت گفت که یک گریم است. سپس پرسید که لپوروم وناتور چگونه آنها را پیدا کرده است؟

از آن سو روزالی و مونرو متوجه شدند که پرستار کلینیک باوروی وسن ها کسی است که واسطه بین پا ویلهارا و مشتری هاست. و به نیک خبر دادند.

نیک و هنک به آنجا رفتند و متوجه شدند که پرستار نمید اند وی کیست ولی آدرس زوج قبلی را دارد. نیک به خانه زوج مازهرت قبلی رفت و آنها با دیدن گریم بودن وی به سرعت به وی گفتند که کجا می تواند لوپوم وناتور را بیابد. نیک به آنها گفت که بازداشتشان نمی کند ولی هنگامی که با انجمن وسن درگیر شدند برایشان آروزی شانس دارد.

لوپوم وناتور قصد داشت پای دختر کوچکتر را قطع کند که نیک و هنک سر رسیدند و دختر را نجات دادند و لوپوم وناتور نیز توسط هنک کشته شد.

شب هنگامی که نیک به خانه رفت، به جولیت گفت که از پس این مشکل برخواهند آمد و او یاد گرفته چگونه گریم بودن وی را قبول کند و حالا نوبت نیک است که هگزن بیست بودن جولیت را بپذیرد.

جولیت پرسید تا کی می تواند دوام بیاورد و نیک گفت که جایی نمی رود. جولیت رو در روی نیک وویگ کرد و گفت: این چیزی است که میخوای بقیه عمرت رو باهاش بگذرونی؟ نیک رویش را برگرداند و جولیت گفت تو حتی نمی تونی به من نگاه کنی. این چیزیه که همشگیه. و از خانه رفت.

وسن ها ویرایش

بلوت باد

فوکس باو

نيم زابربيست

هگزن بیست

درنگ زورن

مازهرت

ویلاهارا

لپوروم وناتور

دقت بیشتر ویرایش

معلوم شد که آدلیند بچه دومش را باردار است.

ریزه کاری ویرایش

نام خانوادگی بنت از کلمه رستگار می اید- از نظر لغوی -

پیتر بنت اشاره ای به داستان پیتر خرگوش داشت.

کانال تلویزیونی که کلوئی بنت داشت در هتل نگاه می کرد شماره 14 بود. شماره قسمت.

تصاویرویرایش

Ad blocker interference detected!


Wikia is a free-to-use site that makes money from advertising. We have a modified experience for viewers using ad blockers

Wikia is not accessible if you’ve made further modifications. Remove the custom ad blocker rule(s) and the page will load as expected.